مطالعه بر روی محصولات، شناسایی نیاز های محصول، ایجاد انگیزه های آموزشی، آموزش، دسته بندی مخاطبین، ایجاد نیاز و بر طرف سازی نیاز

شایع‌ترین تعبیر نادرست این است که هرچه دانش بیشتری در محصولات یا خدمات یک شرکت وجود داشته باشد، سازمان دانش محورتر خواهد بود. بنابراین به عنوان مثال یک مؤسسه‌ی پژوهشی و یا یک شرکت مشاوره که محصول آن‌ها تماماً دانش است، در صدر زنجیره‌ی سازمان‌های دانش‌محور قرار می‌گیرند و شرکت‌هایی که به خرید و فروش کالاهای فیزیکی ساده مانند سیمان می‌پردازند، در انتهای زنجیره قرار می‌گیرند. این فرض هم برای کسب و کارهای صنعتی که معتقدند نمی‌توانند تغییر کنند و هم برای کسب و کارهای دانشی که معتقدند  نیازی به تغییر نحوه‌ی عملکرد ندارند،خطرناک است.
به طور خلاصه تمرکز بر محصولات و خدمات به‌عنوان وسیله‌ای برای طبقه‌بندی یا تعریف سازمان‌های دانش‌محور، منجر به ارائه‌ی یک تصویر تحریف شده از سازمان دانش‌محور می‌گردد. محصولات و خدمات، تنها، چیزهایی هستند که برای مشتریان قابل مشاهده و ملموس هستند؛ آن‌ها در نوک کوه یخ قرار دارند. اما همانند کوه یخی، بیشترین چیزی که شرکت را قادر می‌سازد تا به تولید بپردازد، در زیر سطح قرار دارد و در دارایی‌های ناملموس سازمان – دانش آنچه انجام می‌دهد، چگونه آن را انجام می‌دهد و چرا –  پنهان است.